منوی سایت
اصطلاحات خرید به زبان انگلیسی
  • 1402-06-01
  • 1289

خرید، به عنوان یک فعالیت روزمره و جزئی از فرهنگ جامعه‌ها یکی از موقعیت های مهم و پرکاربرد است که درشرایط مهاجرت یا مسافرت به یک کشور دیگر بسیار پر کاربرد است. در این مطلب سعی کردیم حدود 10 مورد از اصطلاحات پرکاربرد را در یک مطلب جمع آوری کنیم.

Shop till you drop: این اصطلاح به معنای خرید بی‌پایان یا بدون محدودیت تا زمانی که شما به شدت خسته شده یا نتوانید ادامه دهید است.

Window shopping:این عبارت به عمل مرور محصولات در پنجره‌های فروشگاه یا گشت و گذار در فروشگاه‌ها بدون قصد واقعی خرید اشاره دارد.

Retail therapy: این عبارت نشان می‌دهد که خرید می‌تواند یک راه برای کاهش استرس یا بهبود خلقی باشد، حتی اگر تنها به صورت موقت باشد.

Bargain hunter: شخصی که به دنبال پیدا کردن تخفیف‌ها، تخفیف‌ها یا قیمت‌های کمتر در حین خرید است.

Cash on the barrelhead: این اصطلاح به معنای پرداخت همان لحظه و به صورت نقدی در زمان خرید، بدون هیچ گونه اعتبار یا تأخیری است.

Buyer's remorse: احساس پشیمانی یا ناراحتی که ممکن است پس از خرید به وجود آید، به ویژه زمانی که خرید پرهزینه یا تصمیمی ناپسندانه باشد.

Shopaholic: فردی که تمایل اجباری یا بیش از حد به خرید و خرید چیزهایی دارد که اغلب منجر به مسائل مالی می شود.

To shop around: عمل مقایسه قیمت ها، محصولات یا خدمات از منابع مختلف قبل از تصمیم گیری برای خرید.

On a shopping spree: رفتن به یک دوره خرید فشرده،خرید بیش از حد در زمانی کوتاه - جایی که فرد بسیاری از چیزها را اغلب در مدت زمان کوتاهی می‌خرد.

Penny-pincher: فردی که بسیار مقتصد و محتاط در هزینه های خود است و اغلب سعی می کند به هر طریق ممکن در پول خود پس انداز کند.


مطالب مرتبط

محصول با موفقیت به سبد خرید اضافه شد.